خرید بک لینک

«تملق»، «غلو»، «چاپلوسی»، «الصاق توصیفات خارق الطبیعی» یا هرچیزی دیگری که بخواهیم اسمش را بگذاریم اموری مذموم و نکوهیده هستند و فرهنگ ملی و دینی ما نیز بیان این گونه سخنان را نهی کرده است و آن را آفتی برای اعتقادات و ارزش های جامعه دانسته است.


برچسب: نویسنده: sahar تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 23:14

در اوزاکای ژاپن ، شیرینیسرای بسیار مشهوری بود

شهرت آن به خاطر شیرینیهای خوشمزهای بود که میپخت .
مشتریهای بسیار ثروتمندی به این مغازه میآمدند ، چون قیمت شیرینیها بسیار گران بود.
صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوشآمد مشتریها به این طرف نمیآمد ، مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است.
یک روز مرد فقیری با لباسهای مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیشخوان آمد قبل از آنکه مرد فقیر به پیشخوان برسد ، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوشآمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیبهایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد.
صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دستهای مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک میکرد ، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم میکرد.
وقتی مشتری فقیر رفت ، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند
و پرسیدند که در حالی که برای مشتریهای ثروتمند از جای خود بلند نمیشوید ، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید ؟
صاحب مغازه در پاسخ گفت :
مرد فقیر همهی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود.
شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است ، اما نه آنقدر که برای مرد فقیر ، خوب و باارزش است


برچسب: نویسنده: sahar تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 20:18

امروز سالروز تولد منه خيلي ازدوستانم بهم تبريك گفتند هر كسي به يه نحوي

من در جوابشون ميخنديدم همشون ميگفتند چيه! خيلي خوشحالي؟ خيلي وقت بود كه نميخنديدي

اونها نميدونستند كه اين خنده من بدترو تلختر از هزار بار گريه و زاريه

اكثرشون ميگفتند ايشا ا... 120 سال زنده باشي دقيقا همين 120سال زنده باشي باعث خنده بيشترم ميشد

آخه اونها چه ميدونستند !نميتونستند درك كنيد من مردم

من ديگه زنده نيستم كه بخوام تا 120 سالگي تولد بگيرم



برچسب: نویسنده: sahar تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 19:00

صفحه بندی